محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

457

خلاصة الحكمة ( فارسى )

تحليل رود و در آن‌ها محتقن نماند . و به سبب جريان و حركت و تموّج هوا ، زياده تلطيف و تصفيه يابند . و هر چشمه [ اى ] كه آب آن از بلندى مانند بالاى كوه و يا دامنهء كوه به زير ريزد و به اوصاف مذكوره باشد . و بعد از آن ، « مياه انهار جاريه » است كه منبع آن‌ها دور و بلند ، و خاك آن‌ها طيب و يا سنگ ريزهء سرخ باشد و يا بر سنگ گذرد به سرعت تمام ، و بالاى آن‌ها كه باد شمال و صبا بر آن‌ها بوزد و آن‌ها را متموّج و متحرك دارد ، و آب آن‌ها شيرين صاف شفّاف عميق باشد ، و از مغرب و جنوب به طرف مشرق و شمال روند ؛ يعنى منبع آن‌ها مغرب و جنوب و مجراى آن‌ها به جانب مشرق و شمال باشد . و گفته‌اند : در آب [ رود ] نيل اين همه اوصاف موجود است و آب [ رود ] الوند نيز . و اگر كدر باشد - به سبب شدّت مرور و جريان بر زمين رملى ممزوج به خاك طيب - چون در ظرفى بگذارند به اندك زمانى صافى گردد و در صافى آن دردى نباشد كه مرتبهء ديگر از آن جدا و ته نشين شود . در جودت ، قريب بدان انهار است ؛ مانند آب رود « جيحون » كه نهرى است جارى ميان خراسان و ماوراءالنهر نزديك بلخ و « سيحون » كه گويند : مراد از اين نهر « كنگا » و « جمنا » است . و سرچشمهء اين هر دو ، ده دوازده منزل از شاه‌جهان‌آباد دور است و از كوه برمىآيد . و « جمنا » با « كنگا » در زير قلعهء اله‌آباد ملحق گشته يك مىگردد . و كنگا تا به بنگاله مىآيد و به آب « درياى شور » متّصل مىگردد . و دجله و فرات و امثال اين‌ها و در نهر كَرَن كه زاينده رود باشد و چشمهء ركن‌آباد شيراز ، اكثر اوصاف محموده جمع است و ليكن آب ركنى بسيار كم و تا به ثلث شهر شيراز مىرسد و تمام مىگردد . و هر آب جارى كه متّصف بدين اوصاف نباشد و يا طعم و رايحهء كريهه بر آن‌ها غالب باشد ردى و زبون است . و بعد از اينها ، « مياه راكده » است ؛ يعنى آب‌هاى ايستاده ؛ مانند آب غديرهاى وسيع عميق طيب التّربة صافى شيرين خوش‌گوار خوش طعم كه بالاى آن‌ها مكشوف و اطراف آن‌ها خالى از اشجار و نباتات باشد و باد شمال و صبا بر آن‌ها بوزد و آن‌ها را متموّج و